تبليغاتX
لحظه های آبی من
لحظه های آبی من

و گاهی نمی توان مانع جریان رود زندگی شد. پائولو کوئیلو

شما را نمی دانم اما حقیقتش خودم دیگر از این تکه نگاری های روزانه (یادداشتهای گذران ) حوصله ام سر رفته!

قول داده بودم ( در قرون باستان ) شرح کامل کارگاه آموزشی روزنامه نگاری را برایتان بنویسم که به علت بیماری وخیم  mp3   تقریبا مرحومه ام مجبورم قولم را پس بگیرم!

پ.ن.1. سال نو پیشاپیش مبارک !

پ.ن.2.از این به بعد سعی می کنم حداقل با معرفی کتاب برگردم!

 

نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 8:51 قبل از ظهر توسط سمیرا| |

همه چيز مثل خواب بود... كوتاه ...عجيب...

 نرفته بايد برمي گشتيم ...

پ.ن.1. اين چند روز تعطيلي خوب بود به خصوص كه كتاب "بادبادك باز"  خالد حسيني هم به دستم رسيد .

پ.ن.2. فيلم بادبادك باز را هم ساخته اند با بازي   همايون ارشادي  كه همين چند روزه اكران هم شده است.

  

نوشته شده در شنبه 18 اسفند1386ساعت 9:24 بعد از ظهر توسط سمیرا| |
دوباره کلمه ها رو گم کردم و شاید حوصله ی نوشتن ندارم...

پ.ن.۱.  شماره ۴ نشریه اومد بیرون.

پ.ن.۲. حلال کنید اگر برنگشتم ... .

نوشته شده در یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 11:5 بعد از ظهر توسط سمیرا| |